معين الدين نطنزى
256
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
نخواهد بست ولايتى چند را كه بر ممرّ بود پايمال غارت كرد . [ اميرزاده عمر شيخ در چند فرسنگى شهر با دويست سوار برفت و به يك شبيخون ، مجموع اسيران را از دست كفّار خلاص داد . ] در اين حين لشكر توقماق حوالى سمرقند و بخارا را احاطه كرده دست تخريب و تعذيب بر مسلمانان دراز داشتند . امراى سمرقند به مجرّد ضبط نفس شهر راضى شده متعرّض دفع نمىگشتند . سلطان صاحبقران در حالت آنكه تموّلات و تجمّلات حكّام فارس و عراق را ضبط مىفرمود چون خبر اين آشوب به حضرتش برسيد با باد همعنان آن همه فتوحات را به طرح گذاشته لشكر به سمرقند كشيد و يحيى بن مظفّر را در شيراز بنشاند و غياث الدّين شول را مستمال گردانيده در ملازمت او بگذاشت ، و پهلوان مهذّب را تربيت فرموده در ابرقوه بنشاند . چون خبر وصول رايات جهانگير در ماوراء النّهر انتشار يافت متمرّدان گريز به هنگام را غايت پيروزى دانسته ، هركس به طرفى به مجرّد آوازه ، آواره گشتند . سلطان صاحبقران لشكرها فرستاد كه تا سرحدّ دشت قبچاق [ ايشان را ] تيكاميشى كرده بسيارى را اسير و دستگير بياوردند . از امرا ، عبّاس پيش از وصول رايات همايون به يك ماه مرده بود ، امّا ديگر امرا به واسطهء آن حركت شنيع كه كرده بودند مأخوذ و مخاطب شده به گناه خود رسيدند . ذكر توجّه سلطان صاحبقران به خوارزم و كيفيّت آمدن توقتاميش به تركستان و منهزم گشتن او [ و بيان وقايعى كه در آن مدّت روى نمود ] چون لشكر توقماق عرصهء ماوراء النّهر را خالى يافته آن همه خرابى كرده بودند انتقام اين حركت شنيع را حضرت سلطان صاحبقران متوجّه خوارزم شد . چون به بخارا رسيد سيورغتمش خان به واسطهء مرضى صعب كه داشت بماند و نماند . چون لشكر منصوره به ناحيهء سهپايه رسيد ، ايريغمش اغلان و سليمان صوفى ، خوارزم را به طرح گذاشته روى به دشت قبچاق نهادند . سلطان صاحبقران بفرمود تا تمامت باروها را با زمين يكسان كرده مجموع متوطّنان قبّة الاسلام را بعد از نهب و